تبلیغات
آخرین سردار - مطالب ادبی

شكر خدا كه نام علی در اذان ماست
ما شیعه ایم و عشق علی هم از آن ماست

ذكر علی عبادت مختص شیعه است
این اسم اعظم است كه ورد زبان ماست

با هر نفس علی شده ذكر لبم مدام
این " یاعلی " همیشه رفیق لبان ماست

از " یاعلی " زبان و دهان خسته كی شود؟؟
اصلا زبان برای همین در دهان ماست

دنیا و آخرت بخدا نیست جز علی
بغض علی جهنم و حًبش جنان ماست

ما را گمان كنم ز علی آفریده اند
عشقش سرشته در گل ما ، بند جان ماست

ما شیعه زاده ایم ، خدا را هزار شكر
این شیعه زادگی شرف خاندان ماست

ما عاشق علی شده ایم و بدون شك
این هم ز پاكدامنی مادران ماست

ما را چكار غیر علی را؟؟ فقط علی
آری علی علی بخدا آب و نان ماست

پیرم كه سایه اش همه دم مستدام گفت:
عشق علی همیشه و هرجا نشان ماست

 

میلاد  مولود کعبه اسد الله الغالب  امام علی ع را به همه مخصوص همه پدران و پدر خودم تبریک میگم


 




طبقه بندی: ادبی، مناسبتی،

تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394 | 11:39 ب.ظ | نویسنده : ali etf | نظرات

یا لطیف...

هزار و یک‌ اسم‌ داری‌ و من‌ از آن‌ همه‌ اسم‌ "لطیف" را دوست ‌تر دارم‌

که‌ یاد ابر و ابریشم‌ و عشق‌ می ‌افتم.خوب‌ یادم‌ هست‌ از بهشت‌ که‌ آمدم،

تنم‌ از نور بود و پَر و بالم‌ از نسیم. بس‌ که‌ لطیف‌ بودم، توی‌ مشت‌ دنیا جا نمی‌شدم!

اما ...

زمین‌ تیره‌ بود. کدر بود، سفت‌ بود و سخت.

دامنم‌ به‌ سختی‌اش‌ گرفت‌ و دستم‌ به‌ تیرگی‌اش‌ آغشته‌ شد.

و من‌ هر روز قطره‌ قطره‌ تیره ‌تر شدم‌ و ذره ‌ذره‌ سخت ‌تر...

من‌ سنگ‌ شدم‌ و سد‌ و دیوار ، دیگر نور از من‌ نمی‌گذرد،

دیگر آب‌ از من‌ عبور نمی‌کند، روح‌ در من‌ روان‌ نیست‌ و جان‌ جریان‌ ندارد....

حالا تنها یادگاری‌ام‌ از بهشت‌ و از لطافتش،

چند قطره‌ اشک‌ است‌ که‌ گوشه‌ دلم‌ پنهانش‌ کرده‌ام.

گریه‌ نمی‌کنم‌ تا تمام‌ نشود، می‌ترسم‌ بعد از آن‌ از چشم‌هایم‌ سنگ‌ریزه‌ ببارد...

یا لطیف ! این‌ رسم‌ دنیاست‌ که‌ اشک‌ سنگ ‌ریزه‌ شود و روح‌ سنگ‌ و صخره؟

این‌ رسم‌ دنیاست‌ که‌ شیشه ‌ها بشکند و دل‌ های‌ نازک‌ شرحه‌ شرحه‌ شود؟

وقتی‌ تیره‌ایم، وقتی‌ سراپا کدریم، به‌ چشم‌ می‌آییم‌ و دیده‌ می‌شویم!

اما لطافت‌ که‌ از حد بگذرد، ناپدید می‌شود...

یا لطیف ! کاش‌ دوباره‌ مشتی، تنها مشتی‌ از لطافتت‌ را به‌ من‌ می‌بخشیدی.‌

تا می‌چکیدم‌ و می‌وزیدم‌ و ناپدید می‌شدم...

مثل‌ هوا که‌ ناپدید است، مثل‌ خودت‌ که‌ ناپیدایی...

یا لطیف ! مشتی، تنها مشتی‌ از لطافتت‌ را به‌ من‌ ببخش...

عرفان نظرآهاری





طبقه بندی: دلنوشته، ادبی،

تاریخ : پنجشنبه 10 اردیبهشت 1394 | 01:26 ق.ظ | نویسنده : ali etf | نظرات

عشق یعنی که به شوق تو به صحرا بزنم
به هوای دل پاک تو به دریا بزنم

 

عشق یعنی بشوم آهوی آواره‌ی تو
بدهم دل به صدای خوش نقاره‌ی تو

عشق یعنی طپش این دل بارانی من
لطف پیدای تو و گریه‌ی پنهانی من

و خدا خواست که از دست تو درمان برسد
خواست تا عطر علی‌ش به خراسان برسد

یا رضا گفتم و وا شد به نگاهت گره ها
چه خبرها که رسید از دل این پنجره ها

 

یا رضا گفته و بینا شده چشمان کسی
یا رضا گفته اسیری که به دادش برسی

عشق یعنی به هوایت گذر از دامن و دشت
عشق در شوق سلامی ست، سرِ ساعت هشت

عشق در قلب قطاری است که از قم برسد
در نمازی است که تا رکعت هشتم برسد

می خورد برگونه‌ام از جانب صحنت شمیمی

می‌دهی اذن دخول این‌بار با نسیمی

 

فرق دارد زائرت واگویه‌هایش با همیشه

دارد از «باب الجواد» این بار می‌آید یتیمی

 

دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا

میهمان با توشه‌ای آید به دیدار کریمی

 

در میان سوره‌های چشم‌های مهربانت

«توبه‌»‌ام دارد چه «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ی

 

شاه توس! آواره‌ی اهنگ ناقوست مسیحی

یابن موسی! بی‌قرار طور آهویت کلیمی

 

از تو پنهان نیست شرح غصه‌ها هرچند گم شد

در صدای کفترانت ناله‌های یا کریمی

 

زخم‌های کهنه با دیدار تو درمان شد اما

دردهای تازه آوردیم ای یار قدیمی

 

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911023000010#sthash.O4P65m7w.dpuf

می خورد برگونه‌ام از جانب صحنت شمیمی

می‌دهی اذن دخول این‌بار با نسیمی

 

فرق دارد زائرت واگویه‌هایش با همیشه

دارد از «باب الجواد» این بار می‌آید یتیمی

 

دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا

میهمان با توشه‌ای آید به دیدار کریمی

 

در میان سوره‌های چشم‌های مهربانت

«توبه‌»‌ام دارد چه «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ی

 

شاه توس! آواره‌ی اهنگ ناقوست مسیحی

یابن موسی! بی‌قرار طور آهویت کلیمی

 

از تو پنهان نیست شرح غصه‌ها هرچند گم شد

در صدای کفترانت ناله‌های یا کریمی

 

زخم‌های کهنه با دیدار تو درمان شد اما

دردهای تازه آوردیم ای یار قدیمی

 

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911023000010#sthash.O4P65m7w.dpuf

می خورد برگونه‌ام از جانب صحنت شمیمی

می‌دهی اذن دخول این‌بار با نسیمی

 

فرق دارد زائرت واگویه‌هایش با همیشه

دارد از «باب الجواد» این بار می‌آید یتیمی

 

دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا

میهمان با توشه‌ای آید به دیدار کریمی

 

در میان سوره‌های چشم‌های مهربانت

«توبه‌»‌ام دارد چه «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ی

 

شاه توس! آواره‌ی اهنگ ناقوست مسیحی

یابن موسی! بی‌قرار طور آهویت کلیمی

 

از تو پنهان نیست شرح غصه‌ها هرچند گم شد

در صدای کفترانت ناله‌های یا کریمی

 

زخم‌های کهنه با دیدار تو درمان شد اما

دردهای تازه آوردیم ای یار قدیمی

 

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911023000010#sthash.O4P65m7w.dpuf

می خورد برگونه‌ام از جانب صحنت شمیمی

می‌دهی اذن دخول این‌بار با نسیمی

 

فرق دارد زائرت واگویه‌هایش با همیشه

دارد از «باب الجواد» این بار می‌آید یتیمی

 

دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا

میهمان با توشه‌ای آید به دیدار کریمی

 

در میان سوره‌های چشم‌های مهربانت

«توبه‌»‌ام دارد چه «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ی

 

شاه توس! آواره‌ی اهنگ ناقوست مسیحی

یابن موسی! بی‌قرار طور آهویت کلیمی

 

از تو پنهان نیست شرح غصه‌ها هرچند گم شد

در صدای کفترانت ناله‌های یا کریمی

 

زخم‌های کهنه با دیدار تو درمان شد اما

دردهای تازه آوردیم ای یار قدیمی

 

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911023000010#sthash.O4P65m7w.dpuf

می خورد برگونه‌ام از جانب صحنت شمیمی

می‌دهی اذن دخول این‌بار با نسیمی

 

فرق دارد زائرت واگویه‌هایش با همیشه

دارد از «باب الجواد» این بار می‌آید یتیمی

 

دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا

میهمان با توشه‌ای آید به دیدار کریمی

 

در میان سوره‌های چشم‌های مهربانت

«توبه‌»‌ام دارد چه «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ی

 

شاه توس! آواره‌ی اهنگ ناقوست مسیحی

یابن موسی! بی‌قرار طور آهویت کلیمی

 

از تو پنهان نیست شرح غصه‌ها هرچند گم شد

در صدای کفترانت ناله‌های یا کریمی

 

زخم‌های کهنه با دیدار تو درمان شد اما

دردهای تازه آوردیم ای یار قدیمی

 

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911023000010#sthash.O4P65m7w.dpuf

می خورد برگونه‌ام از جانب صحنت شمیمی

می‌دهی اذن دخول این‌بار با نسیمی

 

فرق دارد زائرت واگویه‌هایش با همیشه

دارد از «باب الجواد» این بار می‌آید یتیمی

 

دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا

میهمان با توشه‌ای آید به دیدار کریمی

 

در میان سوره‌های چشم‌های مهربانت

«توبه‌»‌ام دارد چه «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ی

 

شاه توس! آواره‌ی اهنگ ناقوست مسیحی

یابن موسی! بی‌قرار طور آهویت کلیمی

 

از تو پنهان نیست شرح غصه‌ها هرچند گم شد

در صدای کفترانت ناله‌های یا کریمی

 

زخم‌های کهنه با دیدار تو درمان شد اما

دردهای تازه آوردیم ای یار قدیمی

 

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911023000010#sthash.O4P65m7w.dpuf

می خورد برگونه‌ام از جانب صحنت شمیمی

می‌دهی اذن دخول این‌بار با نسیمی

 

فرق دارد زائرت واگویه‌هایش با همیشه

دارد از «باب الجواد» این بار می‌آید یتیمی

 

دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا

میهمان با توشه‌ای آید به دیدار کریمی

 

در میان سوره‌های چشم‌های مهربانت

«توبه‌»‌ام دارد چه «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ی

 

شاه توس! آواره‌ی اهنگ ناقوست مسیحی

یابن موسی! بی‌قرار طور آهویت کلیمی

 

از تو پنهان نیست شرح غصه‌ها هرچند گم شد

در صدای کفترانت ناله‌های یا کریمی

 

زخم‌های کهنه با دیدار تو درمان شد اما

دردهای تازه آوردیم ای یار قدیمی

 

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911023000010#sthash.O4P65m7w.dpuf

می خورد برگونه‌ام از جانب صحنت شمیمی

می‌دهی اذن دخول این‌بار با نسیمی

 

فرق دارد زائرت واگویه‌هایش با همیشه

دارد از «باب الجواد» این بار می‌آید یتیمی

 

دست خالی آمدم رسم ادب این نیست آقا

میهمان با توشه‌ای آید به دیدار کریمی

 

در میان سوره‌های چشم‌های مهربانت

«توبه‌»‌ام دارد چه «بسم الله الرحمن الرحیم»‌ی

 

شاه توس! آواره‌ی اهنگ ناقوست مسیحی

یابن موسی! بی‌قرار طور آهویت کلیمی

 

از تو پنهان نیست شرح غصه‌ها هرچند گم شد

در صدای کفترانت ناله‌های یا کریمی

 

زخم‌های کهنه با دیدار تو درمان شد اما

دردهای تازه آوردیم ای یار قدیمی

 

- See more at: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911023000010#sthash.O4P65m7w.dpuf



طبقه بندی: مذهبی، ادبی، دلنوشته،

تاریخ : پنجشنبه 16 بهمن 1393 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : ali etf | نظرات

عده ای سرب وگلوله,عده ای ملیاردها.
هردوتا خوردند اما این کجا وآن کجا!

این یکی از سوز ترکش آن یکی هم در سونا
هردو میسوزند اما این کجا وآن کجا!


عده ای بر روی مین و عده ای بر بال قو
هردو خوابیدند اما این کجا وآن کجا!


این یکی بر تخت ماساژ آن یکی بر ویلچرش
هردو آرام اند اما این کجا وآن کجا!


این یکی در عمق دجله,آن یکی آنتالیا
هر دو در آبند اما این کجا وآن کجا!


این یکی با گازخردل, آن یكی با گاز پارس.
هردو میسازند اما این کجا وآن کجا!


عده ای کردند کار و عده ای بستند بار
هردو فعالند اما این کجا و آن کجا!


باکری ها سمت غرب و خاوری ها سمت غرب
هر دو تا رفتند اما این کجا وآن کجا!


آن یکی بر پشت تانک و آن یکی بر صدر بانک
هر دو مسئولند اما این کجا و آن کجا!


عده ای بر تار شیطان میتنند چون عنکبوت.
عده ای بر حق وجاویدند اما این کجا و آن کجا!!!!




طبقه بندی: سیاسی، ادبی،

تاریخ : سه شنبه 14 بهمن 1393 | 06:48 ب.ظ | نویسنده : ali etf | نظرات

 



میگن ﺗﻮ بهشت ﺗﻠﻔﻦ ﻣﻴﺰﺍﺭﻥ:

ﺍﺯ بهشت ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ 20 تومان
ﺍﺯ بهشت ﺑﻪ قم 30 تومان
ﺍﺯ بهشت ﺑﻪ بوشهر 50 تومان
ﺍﺯ بهشت ﺑﻪ مشهد 5 تومان !!

ﻣﻴﮕﻦ : ﭼﺮﺍ ‏مشهد ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻗﻴﻤﺘﺶ ﮐﻤﻪ ﻣﺎ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﺩﺍﺭﯾﻢ!

ﻣﯿﮕن : ساکت ... ﺍﺯ بهشت ﺑﻪ بهشت، ﺩﺍﺧﻠﯽ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻴﺸﻪ...


 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَ حُجَّتِكَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ صَلَاةً كَثِیرَةً تَامَّةً زَاكِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً كَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِكَ...

http://moujahed.persiangig.com/image/28%20safare%201432%20(%D8%B5%D9%81%D8%B1%2028)-medium.jpg

روا بود که گریبان ز هجر پاره کنم...

دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم...





طبقه بندی: مذهبی، ادبی، دلنوشته،

تاریخ : یکشنبه 7 دی 1393 | 11:09 ق.ظ | نویسنده : MSH | نظرات
باب الجواد...بارش باران... نگفتنیست
اذن دخول بر لب یاران نگفتنیست



 

صدها هزار زائرو عاشق میان صحن
عرض ادب به شاه خراسان... نگفتنیست

نجوای یار وقت سحرها شنیدنیست
بانگ اذان و مرقد جانان نگفتنیست



ادامه مطلب..

ادامه مطلب

طبقه بندی: مذهبی، ادبی، مناسبتی،

تاریخ : دوشنبه 1 دی 1393 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : ali etf | نظرات

 

چون اختران مهر ز هر سو به نیزه شد
دانی چگونه آن سر مه رو به نیزه شد ؟

از بس شکاف زخم عمودش عمیق بود
تنها سری بُوَد که ز پهلو، به نیزه شد



باد مویش می برد یا گیسوانش باد را‌ ؟

آنقّدّر گیسو و باد و باد و گیسو در هم است ...

 




طبقه بندی: مذهبی، ادبی، مناسبتی، حضرت علمدار (ع)، دلنوشته،

تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : MSH | نظرات

محرم امسال، این عکس بیشتر از هر تصویر دیگری جگرم را سوزانده است....

اهل دلی دیشب از ادب بانو حضرت رقیه (س) می گفت؛
سه ساله ای که فهم و ادبش آنقدر بود که وقتی در میانه ی راه، در یکی از منازل کودک دیگری آمد تا بند را از بازوان کوچکش باز کند و ساربان لعین به آن کودک توهین کرد و او را کنار زد، به سخن در آمد که؛
درد را تحمل می کنم اما تحقیر شدن تو را نه!
و عمه ی بزرگوارش (س) که این سخن را شنید....
آمد و در آغوشش گرفت.

کربلا آنقدر انسان های بزرگ دارد که در هزار هزار صفحه نگنجند
صفحه که هیچ!
در هزار هزار قلب من و امثال من نگنجد لطف و کرمشان!
اما حکایت چند نفر خیلی فرق می کند....
اول بانو حضرت زینب(س)
دوم ماه منیر بنی هاشم(ع)
سوم شش ماهه ای(ع) که به قول عزیزی به حکم صفری بود که آمد جلوی 72 ایستاد و ارزش کربلا را چند صد برابر کرد.
چهارم هم بانوی سه ساله ی ارباب(س)....
همه شان باب الحوائج اند.....

بانو جان....
دست هایم خالی بود....
شما قبول کنید به حق پدر بزرگوارتان....
التماس دعا رقیه خاتون (س) 



طبقه بندی: مذهبی، ادبی، مناسبتی، دلنوشته،

تاریخ : شنبه 10 آبان 1393 | 11:08 ق.ظ | نویسنده : محمدصادق | نظرات

دیدنت در همه ی راه معما شده است
تو کجا نیزه کجا وای چه با ما شده است؟

دیدنت سخت ولی سخت تر از آن این است
باز هم حرمله سر گرم تماشا شده است


باورم نیست که بالای سرم می خندی
دل من سوخته تر از دل لیلا شده است


ساربانی که نگین پدرت را دارد
چند روزی است در این قافله پیدا شده است


حجم تیری که علمدار زمین گیرش شد
باورم نیست که در حنجره ات جا شده است


کاش آرام رود قافله تا راه روی
بعد من نوبت لالایی زهرا شده است


کاش آرام رود تا که نیفتی از نی
ولی افسوس سر رأس تو دعوا شده است


نیزه داری که تو را می برد این را می گفت
باز هم زخم گلوی پسرت وا شده است

حسن لطفی


تیر سه شعبه برای کشتن شیر است

نازکی این گلو که تاب ندارد...

 




طبقه بندی: مذهبی، ادبی، مناسبتی، دلنوشته،

تاریخ : شنبه 10 آبان 1393 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : MSH | نظرات

ﺑﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﻮﺯ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﺣﺴﻴﻦ                  ﻫﺮﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﺯ ﻳﺎﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺣﺴﻴﻦ

ﺛﺒﺖ ﺍﺣﻮﺍﻝِ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﻱِ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺍﺳﺖ                  ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻞ ﻭ ﺗﺒﺎﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺣﺴﻴﻦ

ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﺁﺧﺮﺗﻢ ﻫﺴﺖ ﻗﺪﻣﮕﺎﻩ ﺣﺒﯿﺐ                       ﺑﺮ ﺳﺮ ﺳﻨﮓ ﻣﺰﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺣﺴﻴﻦ

ﻫﺮﮐﻪ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﮔﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﺭ ﺟﻬﺎﻥ                   ﻫﻤﻪ ﻱِ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺣﺴﻴﻦ

ﻫﯿﭻ ﺷﻌﺮﯼ ﻧﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﮐﻔﻨﻢ                           ﺑﺎ ﮔِﻞ ِ ﺗﺮﺑﺖِ ﯾﺎﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺣﺴﻴﻦ

ﻣﻦ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺯ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﺯﯾﻨﺐ ﺩﺍﺭﻡ                        ﻫﻤﻪ ﻱِ ﺻﺒﺮ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺣﺴﻴﻦ

ﺗﺎ ﻧﭙﺮﺳﻨﺪ ﺯ ﻣﻦ ﻫﻴﭻ ﺳﺆﺍﻝ ﺁﻥ ﺩﻭ ﻣﻠﻚ                 ﺑﻪ ﺭﻭﻱِ ﺳﻴﻨﻪ ﻱ ﺯﺍﺭﻡ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ﺣﺴﻴﻦ

ﮔﻠﺸﻦ ﻭ ﺑﺎﻍ ﻭ ﺑﻬﺸﺘﻢ ﺑﺨﺪﺍ ﺭﻭﺿﻪ ﯼ ﺍﻭﺳﺖ             ﻫﻤﻪ ﻱِ ﺑﺎﻍ ﻭ ﺑﻬﺎﺭﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺣﺴﻴﻦ

 

پ.ن: شکر خدا که امسال هم به محرم امام حسین ع رسیدیم

باز پیراهن مشکی به تنم کرد ارباب

باز دلبسته این پیرهنم کرد ارباب

من که عمریست نشد نوکر خوبی باشم

از سر لطف اُویس قَرَنم کرد ارباب

من کجا روضه کجا هیئت ارباب کجا؟

یا حسین گفتم و شیرین دهنم کرد ارباب

 

خواب آن شب اثر سینه زدن هایم بود...

 


 




طبقه بندی: مذهبی، ادبی، مناسبتی،

تاریخ : شنبه 3 آبان 1393 | 09:21 ق.ظ | نویسنده : ali etf | نظرات
تعداد کل صفحات : 6 :: 1 2 3 4 5 6
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • دانلودر